چرخش بزرگ غول های صنعت قهوه به‌سوی کشاورزی احیاکننده

چرخش بزرگ غول های صنعت قهوه به‌سوی کشاورزی احیاکننده

چرخش بزرگ غول های صنعت قهوه به‌سوی کشاورزی احیاکننده

صنعت قهوه در مقطعی حساس از تاریخ خود ایستاده است. تغییرات اقلیمی، فشار فزاینده بر زمین‌های زراعی و تقاضای روزافزون بازارهای جهانی، شرکت‌های بزرگ این حوزه را وادار کرده‌اند تا از رویکردهای سنتی فاصله بگیرند و به سمت مدل‌هایی حرکت کنند که نه‌تنها پایداری را تضمین کنند، بلکه بتوانند آسیب‌های وارده به اکوسیستم‌های طبیعی را ترمیم نمایند. در همین بستر است که مفهومی به نام «کشاورزی احیاکننده» یا Regenerative Agriculture از حاشیه‌ی بازارهای تخصصی به متن استراتژی‌های کلان شرکتی منتقل شده است.

ریشه‌های یک مفهوم نوظهور 

برای درک عمق تحولاتی که امروز در زنجیره تأمین قهوه رخ می‌دهد، ابتدا باید به خاستگاه فکری کشاورزی احیاکننده بازگردیم. این اصطلاح نخستین بار در دهه هشتاد میلادی توسط رابرت رودیل، از پایه‌گذاران انستیتوی رودیل، مطرح شد. رودیل بر این باور بود که خاک نه صرفاً بستری بی‌جان برای رشد گیاه، بلکه یک اکوسیستم پیچیده و زنده است که باید به‌جای استثمار، تقویت شود. تمرکز اصلی این رویکرد بر چرخه‌ی طبیعی مواد مغذی میان گیاهان، جانوران و زمین قرار داشت؛ فرآیندی که می‌توانست بدون اتکا به نهاده‌های شیمیایی، محصولات سالم‌تر و بازده اقتصادی بالاتر تولید کند.

اما آنچه در آن زمان یک ایده آرمان‌گرایانه به نظر می‌رسید، امروز به یکی از محورهای اصلی رقابت شرکت‌های بزرگ تبدیل شده است. دلایل این تغییر متعددند: از یک‌سو، تحقیقات علمی به‌شکل فزاینده‌ای نشان می‌دهند که مدل‌های متعارف کشاورزی صنعتی در بلندمدت ناپایدارند و ظرفیت تولیدی زمین‌ها را تحلیل می‌برند. از سوی دیگر، مصرف‌کنندگان نسل جدید، به‌ویژه در بازارهای اروپا و آمریکای شمالی، توجه ویژه‌ای به پیشینه زیست‌محیطی محصولات دارند و حاضرند برای قهوه‌ای که با روش‌های پایدار تولید شده، هزینه بیشتری بپردازند.

جایگاه JDE Peet’s در نقشه جهانی قهوه 

برای فهم اهمیت اعلامیه‌های اخیر این شرکت، نخست باید وزن و جایگاه آن در صنعت قهوه را شناخت. JDE Peet’s یکی از بزرگ‌ترین خریداران قهوه سبز در جهان است و طبق برآوردهای رسمی این شرکت، حدود هشت درصد از کل قهوه سبز تولیدشده در سطح جهان را خریداری می‌کند. این رقم، شاید در نگاه اول چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی بدانیم سالانه بیش از ۱۷۰ میلیون کیسه قهوه در سطح جهان تولید می‌شود، درک می‌کنیم که تصمیمات خرید این شرکت می‌تواند سرنوشت صدها هزار کشاورز در کشورهای تولیدکننده را تحت تأثیر قرار دهد.

مجموعه برندهایی که زیر چتر این هولدینگ قرار دارند، طیف وسیعی از بازار را پوشش می‌دهند. از Peet’s Coffee که در ایالات متحده حضوری قدرتمند دارد، تا Jacobs که در اروپا یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌هاست. L’OR، Gevalia و Douwe Egberts هر کدام در بخش‌های مختلف بازار جایگاه ویژه‌ای دارند. نکته جالب توجه، مالکیت این شرکت بر دو برند تخصصی و محبوب در جامعه قهوه اسپشالتی است :

Intelligentsia Coffee و Stumptown Coffee Roasters. این دو برند که زمانی نمادهای موج سوم قهوه و مستقل از ساختارهای شرکتی بودند، اکنون بخشی از یک مجموعه چندملیتی هستند. همچنین لایسنس بلندمدت برند Caribou Coffee نیز در اختیار این گروه قرار دارد.

طرح انتقال به طبیعت : نقشه راهی برای یک دهه

 

آنچه JDE Peet’s تحت عنوان «طرح انتقال به طبیعت» یا Nature Transition Plan معرفی کرده، در واقع یک سند راهبردی است که قرار است مسیر فعالیت‌های پایداری این شرکت را تا پایان دهه جاری ترسیم کند. هدف اصلی این طرح، گسترش شیوه‌های کشاورزی احیاکننده در مزارع قهوه‌ای است که به این شرکت تأمین محصول می‌کنند. رقم اعلام‌شده، ۲۰۰ هزار هکتار اضافه تا سال ۲۰۳۰ است؛ عددی که اگرچه در مقیاس کل صنعت قهوه شاید درصد کوچکی باشد، اما نشان‌دهنده یک تعهد سرمایه‌گذارانه جدی است.

بخش دیگر این طرح، تسریع در رسیدن به هدف صد درصد قهوه با منشأ مسئولانه است. شرکت اعلام کرده که در سال ۲۰۲۴ به رقم ۸۳.۲ درصد رسیده و قصد دارد تا سال ۲۰۲۸ این عدد را به صد درصد برساند. اما نکته‌ای که نباید از نظر دور بماند این است که پیش‌تر، سال ۲۰۲۵ به‌عنوان موعد دستیابی به این هدف اعلام شده بود. این تأخیر سه‌ساله، پرسش‌هایی را درباره واقع‌بینی اهداف اولیه و دشواری‌های عملیاتی تحقق آن‌ها پیش می‌کشد.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه این طرح، همسوسازی با چارچوب‌های بین‌المللی شناخته‌شده است. JDE Peet’s اعلام کرده که رویکرد خود را با معیارهای TNFD (گروه کاری افشای مالی مرتبط با طبیعت)، چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ-مونترال، و شبکه اهداف مبتنی بر علم هماهنگ خواهد کرد.

این چارچوب‌ها، به‌ویژه TNFD، در سال‌های اخیر به ابزارهای مهمی برای سنجش و گزارش‌دهی ریسک‌های طبیعی در کسب‌وکارها تبدیل شده‌اند و حضور آن‌ها در استراتژی یک شرکت، نشانه‌ای از جدیت در پذیرش استانداردهای بین‌المللی است.

موج بزرگ‌تر : وقتی غول‌ها هم‌زمان حرکت می‌کنند

اعلامیه JDE Peet’s تنها چند روز پس از کمپین جهانی کشاورزی احیاکننده نستله منتشر شد. این هم‌زمانی، اتفاقی نیست و نشان‌دهنده یک روند گسترده‌تر در صنعت غذا و نوشیدنی است. شرکت‌های بزرگ به‌خوبی می‌دانند که در فضای رسانه‌ای امروز، عقب ماندن از رقبا در حوزه پایداری می‌تواند آسیب‌های جدی به تصویر برند وارد کند. به همین دلیل، شاهد نوعی رقابت در اعلام اهداف زیست‌محیطی بلندپروازانه هستیم.

اتحاد جنگل‌های بارانی (Rainforest Alliance) نیز اعلام کرده که یک نشان تأیید مجزا برای قهوه احیاکننده در دست تهیه است و انتظار می‌رود از سال ۲۰۲۶ بر بسته‌بندی محصولات مصرفی ظاهر شود. نسپرسو، برند متعلق به نستله، نیز اعلام کرده که قصد دارد اولین شرکتی باشد که قهوه دارای گواهی احیاکننده از Rainforest Alliance را به بازار عرضه می‌کند. این تحولات نشان می‌دهد که کشاورزی احیاکننده در حال تبدیل شدن به یک استاندارد صنعتی است و دیگر یک مزیت رقابتی صرف نیست.

نگرانی‌های مشروع : آیا این‌ها چیزی بیش از سبزنمایی هستند؟

با وجود همه این اعلامیه‌های امیدوارکننده، تحلیل‌گران و منتقدان صنعت قهوه پرسش‌های جدی مطرح می‌کنند. نخستین و مهم‌ترین چالش، نبود تعریف واحد و استاندارد از کشاورزی احیاکننده است. برخلاف کشاورزی ارگانیک که معیارهای مشخص و قابل ممیزی دارد، مفهوم «احیاکننده» هنوز مبهم است و هر شرکتی می‌تواند تفسیر خود را از آن ارائه دهد.

بیشتر بخوانید:  ماچا در آستانه کمبود جهانی؛ چای ژاپنی زیر فشار شبکه‌های اجتماعی

دومین نگرانی ، قابلیت راستی‌آزمایی ادعاها است. وقتی شرکتی مانند JDE Peet’s که از صدها هزار کشاورز در ده‌ها کشور خرید می‌کند، ادعا می‌کند که به سمت کشاورزی احیاکننده حرکت کرده، چه سازوکاری برای تأیید این ادعا وجود دارد؟ آیا ممیزی‌های مستقل انجام می‌شود؟ آیا داده‌های شفاف در دسترس عموم قرار می‌گیرد؟

سومین مسئله ، پدیده «سبزنمایی» یا Greenwashing است. در سال‌های اخیر، اصطلاحاتی مانند «پایدار»، «مسئولانه» و «دوستدار محیط زیست» چنان در بازاریابی رایج شده‌اند که تشخیص اقدامات واقعی از شعارهای تبلیغاتی دشوار شده است. موج جدید ادعاهای «احیاکننده» ممکن است همین مسیر را طی کند، مگر آنکه استانداردهای دقیق و نظارت مستقل بر آن‌ها اعمال شود.

معامله هجده میلیارد دلاری و پیچیدگی‌های جدید 

یکی از جنبه‌های جالب توجه در زمان‌بندی اعلام این طرح، فرآیند ادغامی است که JDE Peet’s در جریان آن قرار دارد. این شرکت در حال خریداری شدن توسط کیوریگ دکتر پِپِر (Keurig Dr Pepper) با مبلغی حدود ۱۸ میلیارد دلار است. حاصل این ادغام، شرکتی خواهد بود که قرار است Global Coffee Co نام بگیرد و به یک ابرقدرت در صنعت قهوه جهان تبدیل شود.

این ادغام، ابعاد جدیدی به تعهدات پایداری JDE Peet’s می‌بخشد. از یک سو، می‌توان این اعلامیه را تلاشی برای تقویت جایگاه شرکت پیش از نهایی شدن معامله دانست؛ نشان دادن اینکه این مجموعه نه‌تنها یک سبد برند ارزشمند دارد، بلکه استراتژی مشخصی برای آینده پایدار نیز تدوین کرده است. از سوی دیگر، پرسش این است که آیا این تعهدات پس از ادغام نیز محفوظ خواهند ماند یا در اولویت‌بندی‌های جدید مدیریتی به حاشیه رانده می‌شوند.

کیوریگ دکتر پِپِر ، به‌عنوان شرکتی که سابقه‌اش بیشتر در حوزه نوشابه‌های گازدار و کپسول‌های قهوه است، فرهنگ سازمانی متفاوتی دارد. ادغام با JDE Peet’s که ریشه‌های اروپایی و تمرکز سنتی‌تری بر قهوه دارد، چالش‌های مدیریتی و فرهنگی خاص خود را به همراه خواهد آورد.

کشاورزان در مرکز معادله

در میان همه این اعلامیه‌های شرکتی و رقم‌های میلیارددلاری، نباید فراموش کرد که موفقیت هر طرح پایداری در نهایت به کشاورزان بستگی دارد. کشاورزان خُرد قهوه، که اکثراً در کشورهای در حال توسعه آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب‌شرقی آسیا زندگی می‌کنند، برای پذیرش روش‌های جدید کشت به حمایت مالی، آموزش و تضمین خرید نیاز دارند.

کشاورزی احیاکننده، برخلاف تصور رایج، در کوتاه‌مدت ممکن است پرهزینه‌تر از روش‌های متعارف باشد. کاهش استفاده از کودهای شیمیایی، تنوع‌بخشی به کشت، حفظ پوشش گیاهی و بازسازی خاک، همگی نیازمند سرمایه‌گذاری اولیه و صبر برای دیدن نتایج هستند. اگر شرکت‌های بزرگ خریدار، این هزینه‌های اضافی را در قیمت خرید منعکس نکنند یا برنامه‌های حمایتی کافی نداشته باشند، انتظار از کشاورزان برای تغییر رویه، غیرواقع‌بینانه است.

لوران ساگارا ، معاون بخش مشارکت‌های JDE Peet’s، در بیانیه اخیر خود جمله‌ای گفته که به‌رغم ظاهر تبلیغاتی، حاوی واقعیتی انکارناپذیر است : «بدون طبیعت، قهوه‌ای وجود ندارد.» این جمله ساده، خلاصه‌ای از بحرانی است که صنعت قهوه با آن مواجه است. تغییرات اقلیمی، مناطق مناسب کشت قهوه را دارد محدود می‌کند. بیماری‌های گیاهی، تشدید شده‌اند. خاک‌های فرسوده، بازده کمتری دارند. اگر روندها ادامه یابد، تا چند دهه آینده، تأمین قهوه با کیفیت و قیمت قابل قبول به چالشی جدی تبدیل خواهد شد.

آیا بازار واکنش نشان خواهد داد؟

یکی از پرسش‌های کلیدی پیش روی صنعت قهوه این است که آیا مصرف‌کنندگان نهایی به این تحولات اهمیت می‌دهند یا خیر. تحقیقات بازار نشان می‌دهد که اگرچه اکثر مصرف‌کنندگان در نظرسنجی‌ها ادعا می‌کنند که به پایداری اهمیت می‌دهند، اما رفتار خرید واقعی آن‌ها همیشه با این ادعا همخوانی ندارد. قیمت، طعم و دسترسی، همچنان مهم‌ترین عوامل تصمیم‌گیری در لحظه خرید هستند.

با این حال، روند تغییر کرده است. نسل جدید مصرف‌کنندگان، به‌ویژه در بازارهای توسعه‌یافته، نسبت به نسل‌های قبلی آگاهی بیشتری از مسائل زیست‌محیطی دارد و حاضر است برای محصولاتی که ارزش‌های او را منعکس می‌کنند، هزینه بیشتری بپردازد. ظهور نشان‌های جدید گواهی، مانند نشان احیاکننده Rainforest Alliance که قرار است در ۲۰۲۶ عرضه شود، می‌تواند به مصرف‌کنندگان کمک کند تا انتخاب‌های آگاهانه‌تری داشته باشند.

مسیر پیش رو 

صنعت قهوه در آستانه یک تحول بنیادین قرار دارد. از یک سو، فشارهای اقلیمی و زیست‌محیطی، تغییر را اجتناب‌ناپذیر کرده‌اند. از سوی دیگر، انتظارات مصرف‌کنندگان و فشار نظارتی دولت‌ها، شرکت‌ها را وادار به اقدام می‌کند. اعلامیه‌های اخیر JDE Peet’s و نستله را باید در این چارچوب بزرگ‌تر دید: نه صرفاً به‌عنوان تصمیمات شرکتی مجزا، بلکه به‌عنوان نشانه‌هایی از یک چرخش پارادایمی در صنعت.

اما میان اعلام اهداف بلندپروازانه و تحقق آن‌ها، فاصله‌ای عظیم وجود دارد. تجربه گذشته نشان داده که بسیاری از تعهدات پایداری شرکتی، به‌موقع محقق نشده‌اند یا در مسیر اجرا دچار تعدیل شده‌اند. همین شرکت JDE Peet’s که امروز از هدف ۲۰۲۸ سخن می‌گوید، پیش‌تر سال ۲۰۲۵ را نشانه گرفته بود. این تجدیدنظرها لزوماً نشانه شکست نیستند، اما یادآور این واقعیت هستند که مسیر پایداری، ناهموار و پیچیده‌تر از آن است که در بروشورهای تبلیغاتی ترسیم می‌شود.

آنچه در سال‌های آینده اهمیت خواهد داشت، نه صرفاً اهداف اعلام‌شده، بلکه شفافیت در گزارش‌دهی پیشرفت، سازوکارهای راستی‌آزمایی مستقل، و میزان واقعی تأثیر این برنامه‌ها بر زندگی کشاورزان و سلامت اکوسیستم‌ها خواهد بود. اگر صنعت قهوه بتواند از این آزمون سربلند بیرون بیاید، الگویی برای سایر بخش‌های کشاورزی جهان خواهد شد. در غیر این صورت، موج کنونی ادعاهای احیاکننده، سرنوشتی مشابه بسیاری از شعارهای سبز دهه‌های گذشته خواهد داشت : فراموشی در انبار تاریخ بازاریابی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *